محمد قنبرى

101

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

اصلى خود را مبارزه با تفويض و غلو مىدانسته و مىكوشيده‌اند ائمه عليهم السلام را افرادى عادى معرفى كنند ؛ زيرا مقامات گوناگونى كه براى ائمه عليهم السلام منظور مىشود ، به گونه‌اى تحت الشعاع عصمت و نصب الهى امام قرار دارند و هنگامى كه اين دو امر پذيرفته شود ، پذيرش برخى مسائل ديگر ، از قبيل اعجاز و دخل و تصرف در طبيعت ، نبايد غلو ناميده شود . مرحوم صدوق رحمه الله در مورد نصب الهى و عصمت امام تأكيد بسيارى دارد : بنا به فرمودهء خداى بزرگ : « آن‌گاه كه خداى تو به فرشتگان گفت مىخواهم روى زمين خليفه‌اى قرار دهم . . . » ، كسى كه دلش پاك باشد شايستگى مقام خلافت را دارد تا امين باشد . اما اگر فرد آلوده‌اى در نظر گرفته شود به مردم خيانت خواهد كرد ؛ زيرا به عنوان مثال اگر دلالى باربر خيانتكارى را به بازرگانى معرفى كند تا كالايى را جابه جا كند و آن فرد خيانت كند ، دلال خائن خواهد بود . بنابر اين چگونه خيانتگرى بر خدا رواست ؟ « 1 » همو گويد : « دليل عصمت امام : از اين رو كه در سخن هر كسى احتمالاتى هست ، اما بسيارى از آيات قرآن و سنت ، بنابر اجماع فرقه‌هاى اسلامى ، صحيح و صريح بوده تغييرناپذير است ، . . . ضرورى است كسى كه از دروغ و خطا در امان باشد آورنده قرآن و سنت باشد . . . و اگر به چنين فردى نياز باشد ، نبايد دروغگو باشد تا اهداف خدا در قرآن و اهداف پيامبر صلى الله عليه و آله در سنت را به راستى گزارش كند و اگر چنين چيزى واجب باشد ، بايد او معصوم باشد . . . » . « بنابر آنچه گذشت ، قرآن نياز به ترجمانى دارد . پيامبر صلى الله عليه و آله بايد قرآن را تفسير كند . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز بايد معصوم باشد تا پذيرش سخن او لازم آيد . پس اگر عصمت ، مفسر ضرورى باشد ، امت نمىتواند عهده‌دار اين امر باشد ؛ زيرا خود دچار اختلاف‌اند و برخى ، برخى را تكفير مىكنند . با ثابت شدن اين امر ، ضرورتاً ، معصوم ، فقط كسى است كه از او ياد كرديم و او امام است . نيز استدلال كرديم كه امام جز معصوم كسى

--> ( 1 ) . كمال الدين ، ج 1 ، ص 22 .